الان که دارم این یادداشت رو مینویسم، جلسه دوم دوره خودنویسی رو ضبط کردم و چند روزی گذشته. روی مفاهیمی که توی دورهها میگم خیلی خودم فکر میکنم و در همون روزهایی که اون دورهها رو ضبط میکنم، عجیب غرق اون مفاهیم میشم. این روزها هم دقیقا همینطوره…
موقعهایی که یه سری بیقراریها دارم، ذهنم به هم ریخته هست و نمیدونم چکار کنم، شروع میکنم به رونویسی از یه کتاب سخت. یه کتابی که عاشق موضوعش هستم ولی برام سخت و سنگین هست. رونویسی از روی اون کتاب سخت که نیازه تمرکز کنم تا بفهمم چی میگه باعث میشه تا ذهنم رها بشه، اون بیقراری درونیم آروم بشه.
پس دو تا موضوع مهم هست:
- حتما کتاب در مورد موضوعی باشه که عاشقش هستید
- اون کتاب کمی برای شما سنگین باشه که راحت مفهومش رو متوجه نشید.
این برای من خیلی جواب میده. گفتم برای شما خوانندگان وبلاگم هم بگم امتحانش کنید.
مثلا کتاب “جهان همچون اراده و تصور” آقای آرتور شوپنهاور رو شروع میکنم به رونویسی و تامل کردن روی مفاهیمی که میگه:
“جهان تصور من است: در رجوع به هر موجود زنده و شناسنده این حقیقتی است معتبر، گرچه تنها آدمی قادر است تا آن را به آگاهی متفکرانه انتزاعی در آورد. اگر حقیقتا چنین کند، بصیرت فلسفی بر او طالع گشته. آنگاه بر او آشکار و مسلم خواهد شد که نه خورشید و زمین، بلکه تنها چشمی را میشناسد که خورشید را میبیند و دستی که زمین را لمس میکند؛ جهان پیرامون وی تنها به عنوان تصور آنجا است، به دیگر سخن، تنها با رجوع به چیزی دیگر، یعنی آنچه تصور را میسازد، و آن خویشتن او است. اگر حقیقتی بتواند به صورت پیشینی بیان شود، همین است؛ چرا که این بیان همان صورت هر تجربه قابل درک و ممکن است، صورتی که از مابقی، یعنی از زمان، مکان و علیت جامعتر است، زیرا همه اینها مستلزم آن هستند. هر یک از این صورتهایی که به عنوان انبوه انواع خاص “اصل دلیل کافی” شناختهایم، تنها برای دسته به خصوصی از تصورات معتبر است، و این در حالی است که افتراق ذهن و عین صورت عمومی تمام آن دستهجات است، این تنها صوتی است که هر گونه تصوری، از هر قسم و گونه که باشد، انتزاعی یا شهودی، ناب یا تجربی، عموما تحت آن میسر و قابل درک است… ”
و همینطور به رو نویسی ادامه میدم. رونویسی از روی متون مورد علاقهی سخت، باعث میشه عمیقا وارد لحظه اکنون شیم و از تمام دیتاها و خاطرات خودمون خارج شیم. همین باعث خروج از حالت بیقراری و رهایی از افکار منفی و در نهایت آرامش ذهنمون میشه.
دلیل مهمتر از همه اینها اینه که مینویسیم و همین نوشتن که بسیاری از حواس و عصب ما درگیر خودش میکنه، انرژی بسیاری رو از ذهن ما میگیره و نمیذاره ذهنمون پرت بره. حضور در لحظه حال به همراه تمرکزی که روی درک مطلب باعث آرامش عمیق درونی ما میشه.
بعد از یک صفحه رونویسی، مکثی داشته باشید و از خودتون بپرسید، چی متوجه شدید؟ چه چیزی از این متنی که درک کردید یاد گرفتید. مهم نیست اون چیزی که یاد گرفتید درست هست یا نه، فقط همون چیزی که درک کردید رو مجدد توی یه جای دیگه یادداشت کنید. مثلا برای متنی که من همین الان رونویسی کردم و بالاتر نوشتم، درک مطلب من این بود:
“تمام جهان توی تصورات من هست. این رو باید به عنوان یه حقیقت پیشفرض بپذیریم که در اون بیرون چیزی نیست و چیزهایی بسیار زیادی که اون بیرون میبینیم تصور ما هستند.”
شاید این برداشت من درست باشه شاید هم اشتباه باشه ولی این فرایند رو طی کردن باعث میشه به اینکارها که من بهشون میگم: “کارهای عجیب و غریب” معتاد شیم. این تمرین روزانه، برای رهایی ذهن از اضطراب، استرس و عدم تمرکز تعالی هست.
شما هم انجام بدید اینکار رو و اگه دوست داشتید، نتیجهاش رو توی نظرات همین پایین برام بنویسید.

