توی این شرایط که یکی از عزیزانمون از صدای انفجارها میترسند باید کمکشون کنید که احساسات خودشون رو ببیند و به این درک برسند که «اصلا اشکالی نداره که میترسند.» اینکه آدم توی این شرایط بترسه، کاملاً طبیعی هست.
«ما میترسیم و همزمان با ترس، اقداماتی که نیاز هست رو انجام میدیم.»
❌ اصلا سرزنششون نکنید.
❌ اصلا نگید «ترس نداره که!»
✅ بهشون بگید کنارشون هستید و هر کاری که نیاز باشه برای امنیتشون انجام میدید.
پرسیدن سوالات حافظهای
با توجه به شرایطی که اون لحظه توش قرار دارید، یه سوال حافظهای ازشون بپرسید. سوالاتی که پاسخشون چیزی به غیر از «بله» و «خیر» باشه:
«داشتی چکار میکردی که یهو صدا اومد؟»
«منتظر کی بودی؟»
این سوالات باعث میشن اون شخص برای لحظاتی از احساسات خودش خارج شه، به حافظهاش مراجعه کنه تا پاسخ شما رو بده. همین باعث میشه کنترل جسم از احساس ترس به عقل منتقل شه.
قدم بعدی: ثبت تجربه برای تخلیه هیجانی
بعد از آرومتر شدن اوضاع بهشون بگید احساسشون رو تجربه این صداها برای خودشون توی یه دفتر یادداشت کنند و با جزئیات، تمام احساسات و افکار و ترسهایی که دارند رو کامل بنویسند. بهشون این اطمینان رو بدید که قرار نیست این نوشتهها رو من یا کسی مطالعه کنه. فقط بنویسند که ذهنشون بتونه خودتنظیمی رو انجام بده.
اینکار باعث تخلیه هیجانی میشه و آرامش عمیقی بهشون میده.
اینها اقدامات ساده و قدرتمندی هست که توی بحرانهای ناگهانی یا ترس عزیزانمون میتونیم انجام بدیم.
