عصر خسته از سر کار برگشتید و رفتید فروشگاه محله تا همون خریدهای همیشگی و روزمره رو بردارید. قیمت روی محصولات رو میخونید و میبینید همه چیز چهار برابر، پنج برابر شده. توی ذهنتون مبلغ رو با موجودی کارتتون مقایسه میکنید و…
یه احساس بیپناهی عجیب و سرد میاد سراغتون و این فکر مثل خوره میفته به جونتون که دیگه از پس این زندگی برنمیام. خشم و وحشت با هم قاطی میشن و احساس میکنید کنترل همه چی از دستتون خارج شده.
الان که دارم این متن رو مینویسم شهریور ۱۴۰۵ هست و ما هر روز با چنین چیزی مواجه میشیم. وقتی عمیقتر به این موضوع تورم شدید نگاه میکنم میبینم شوک قیمت سختترین قسمت زندگی روزمره ما توی این روزا نیست، اون تصویری که ذهن ما از آینده میسازه از همه چی ترسناکتره… که باید روی اون کار کنیم.
شرایط سخت هست و در آینده هم سختتر میشه ولی همیشه ذهن ما شرایط رو خیلی بیشتر از حد معمول سختتر و خطرناکتر تصور میکنه.
قبل از هر چیز باید خودمون رو از این تصاویر خارج کنیم
اگه همون لحظه تسلیم این افکار بشید، کنترل اوضاع کاملا از دستتون خارج میشه. ذهن ما استاد بینظیری در ساختن سناریوهای فاجعهآمیز برای آینده است.
ذهن شما توی همون چند ثانیه که توی سوپرمارکت، شما رو میبره به ماهها بعد و تصاویری از فقر و ناتوانی رو به شما نشون میده. این در واقع یک مکانیزم دفاعی برای بقا است، اما توی دنیای امروز فقط باعث فلج شدن ما میشه.
وقتی شما این سناریوها رو باور میکنید، خودتون رو یک قربانی بیدفاع در برابر شرایط اقتصادی میبینید و وقتی در نقش قربانی برید، تمام توان درونی و قدرت عمل کردن و اقدام کردن خودتون رو از دست میدید.
پذیرش مسئولیت صددرصدی به جای فرو رفتن در نقش قربانی
دقیقا در اوج همین ترس و اضطراب، نقطهای هست که باید صددرصد مسئولیت احساساتتون رو بپذیرید.
پذیرش مسئولیت به این معنی نیست که شما مقصر گرانی یا شرایط اقتصادی هستید، بلکه یعنی میپذیرید این ترس و خشم درون شما بیدار شده و فقط خود شما هستید که میتونید اون رو مدیریت کنید.
ما نمیتونیم قیمتها رو همون لحظه روی قفسهها تغییر بدیم، اما قطعا میتونیم واکنش ذهنمون رو کنترل کنیم تا این بار روانی باعث نشه کل روزمون خراب بشه و این تنش رو با خودمون به خونه ببریم.
روش عملی پاکسازی در لحظه های که غرق در ترس از آینده هستیم
اولین و سریعترین کاری که همون جلوی صندوق میتونید انجام بدید، متوقف کردن اون گفتگوی ذهنی منفیه. نیازی نیست با افکارتون بجنگید یا سعی کنید به زور مثبت فکر کنید.
فقط توی دلتون، خطاب به همون احساس ترس و ناتوانی که درونتون بیدار شده، جملات «متاسفم»، «لطفا منو ببخش»، «ممنونم» «دوستت دارم» رو تکرار کنید.
این کار باعث میشه اون شوک اولیه بشکنه و شما یک مکث کوتاه بین محرک بیرونی و واکنش درونیتون ایجاد کنید.
وقتی این بار احساسی تخلیه بشه، ذهنتون از حالت وحشت خارج میشه و میتونه واقعبینانه تصمیم بگیره.
یه ذهن وحشتزده نمیتونه راهکارهایی سازنده پیدا کنه، اما ذهنی که آرامش بیشتری داره، توانایی مدیریت شرایط رو به دست میاره.
پاکسازی به عنوان یک سبک زندگی برای امنیت درونی
این پاکسازی فقط مخصوص لحظه بودن توی سوپرمارکت نیست. اگه میخواهید در برابر این شوکهای بیرونی مقاومتر بشید، باید این روند رو تبدیل به یک سبک زندگی کنید.
تمام این ترسها و نگرانیهای مالی، در واقع دیتاها و بارهای احساسی گذشته هستند که در ناخودآگاه ما ذخیره شدند و حالا با دیدن یک قیمت جدید دوباره بیدار میشن.
وقتی شما در طول روز و در مواقع عادی هم به پاکسازی ادامه میدید، این بار روانی انباشته شده تخلیه میشه. نتیجه این میشه که دفعه بعد وقتی با یک چالش مالی روبرو میشید، دیگه اون شوک فلجکننده سراغتون نمیاد.
آرامش واقعی در دنیای متغیر
در نهایت یادتون باشه که آرامش واقعی به معنی نبودن چالشها یا نوسانات بیرونی نیست.
آرامش یعنی شما بدونید در برابر هر اتفاقی که بیرون میفته، شما راهحلی برای مدیریت واکنشهاتون و همچنین نگه داشتن یا بهبود زندگیتون پیدا میکنید.
با خودشناسی، پاکسازی ذهن و پذیرش مسئولیت صددرصدی، شما سکان زندگی رو حتی در طوفانیترین شرایط محکم در دست میگیرید و به یک آرامش عمیق درونی میرسید.
متاسفم، لطفاً منو ببخش، متشکرم، دوستت دارم
متشکرم💚
استاد من چقدر این دلنوشتتون رو دوست دارم. هر بار که وارد سایت میشم اول همین مطالب (( مدیریت ذهن در شرایط تورمی )) رو میخونم . نوشته هاتون از درون افکار تک تک ماست و به دل میشینه ..پول عزیز، مچکرم.دوستت دارم
درود وعشق ومهرونور الهی بهتونواستاد رحمانی بزرگوار بسیار عالی بی نهایت سپاسگزارم وبا اینکه خودتون هم تو این شرایط هستین ولی باز به فکر دیگران هستین وتسیکن میدین به امید خدای بزرگ همه چی خوب خوب میشه الهی آمین
خدایارویاورتون استادرحمانی عزیز وگرامی ♥️🍀💎💫
درود ، چقدر نوشته تون آرام کننده و امید دهنده بود.سپااااااس
مثل همیشه عااالی بود استاد من دقیقاا با این موضوع امروز صبح با پسرم صحبت کردم و اون وحشت عجیبی داشت و من مسئولیت صدرصد این حال و بعهده گرفتم و پاکسازی کردم
متشکرم واقعا کاربردیه
خیلی عالی و روان توضیح دادید استاد. دغدغه های اینروزهای همه ما وقتی خسنه از حجم کاری توی مسیر به فروشگاه میریم بعدش انگار توانی برای رفتن تا خونه رو نداریم. برای من به شخصه بارها و بارها پیش اومده و سعی کردم مسیری تا خونه رو پیاده برم و 4 جمله پاکسازی رو مدام تکرار کنم ذهنم اروم بشه و بتونم با آرامش وارد خونه بشم. ما کاری جزپاکسازی نداریم . پاکسازی به مرور مسیرهارو برامون هموار میکنه شاید زمان بر باشه ولی نتیجه بخشه
همین الان که دارم میخونم نوشته هاتون رو و همزمان پاکسازی هم میکنم حس میکنم خیلی آرومتر و با اعتماد به نفس تر هستم کمی حس میکنم که ز پسش بر میام