شاید شما هم این روزها، وقتی صبحها چشم باز میکنید، قبل از هر کاری سراغ گوشی موبایلتون میرید تا خبرها رو چک کنید. اخبار ضد و نقیض، ابهام درباره آینده، استرسهای روزمره و فشارهایی که گاهی احساس میکنیم از توان ما خارج هستند، همگی دست به دست هم دادهاند تا ذهن ما را به یک میدان جنگ تمامعیار تبدیل کنند.
توی این شرایط، اولین واکنش طبیعی همه ما اینه که تلاش کنیم اوضاع بیرون رو کنترل کنیم. ساعتها اخبار میخونیم، با اطرافیان بحث میکنیم، غصه میخوریم و سعی میکنیم برای هر اتفاقی در دنیای بیرون، یه راهحل پیدا کنیم یا حداقل مقصری براش پیدا کنیم؛ اما در نهایت چه اتفاقی میافته؟ آرومتر میشیم؟ آیا چیزی اون بیرون تغییر میکنه؟ معمولا نه. فقط خستهتر، مضطربتر و ناامیدتر میشیم.
دلیلش ساده است؛ ما در حال جنگیدن در میدانی هستیم که هیچ قدرتی در اون نداریم. اما بیایید زاویه دیدمون رو کمی تغییر بدیم. چی میشه اگه به این بحرانها، نه به چشم یک نقطه پایان یا یک بدبختی مطلق، بلکه به چشم یه «صدای بلند» نگاه کنیم؟ صدایی که زندگی به صدا درآورده تا حواس ما را از دنیای پر سر و صدای بیرون پرت کنه و ما رو به تنها جایی برگردونه که واقعا اونجا قدرت داریم:
«درون خودمون».
بحرانها، با تمام دردها و سختیهاشون، در واقع دعوتنامهای برای بیداری ما هستند. وقتی همهچیز اون بیرون به هم میریزه، زندگی داره به ما میگه: «وقت آن رسیده که به درون نگاه کنید.»
توهم کنترل و مواجهه با واقعیت
همه ما دوست داریم زندگیمون قابل پیشبینی باشه. دوست داریم بدونیم فردا چه اتفاقی میافته، برنامهریزیهامون دقیق پیش بره و همهچیز سر جای خودش باشه. این میل به کنترل، به ما احساس امنیت موقت میده. اما حقیقتِ پنهان اینه که ما در دنیای بیرون، تقریبا روی هیچچیزی کنترل نداریم.
وقتی یک بحران پیش میاد، خواه یک بحران شخصی مثل از دست دادن شغل یا یک رابطه باشه، خواه یک شرایط پرالتهاب دیگه، این توهم کنترل به طرز بیرحمانهای شکسته میشه. متوجه میشیم که فرمان زندگی دست ما نیست. این لحظه، لحظه ترسناکیه. ذهن ما شروع به مقاومت میکنه و اضطراب دقیقا از همین مقاومت متولد میشه.
اما اگه همین لحظه، از دست دادن کنترل رو بپذیریم، چی؟ اگه به جای دست و پا زدن برای تغییر دادن چیزهایی که در توان ما نیست، با خودمون بگیم:
«من روی اتفاقات بیرون کنترلی ندارم، اما روی واکنش خودم به این اتفاقات، کنترل کامل دارم.»
این پذیرش، اولین قدم برای رهاییه. وقتی دست از کنترل کردن بیرون برمیداریم، انرژی عظیمی در درون ما آزاد میشه که میتونیم اون را صرف رشد و آرامش خودمون کنیم.
تلهی «چرا ما؟» و معجزه مسئولیتپذیری صد در صد
توی شرایط سخت، ذهن انسان به صورت ناخودآگاه به سمت ایفای نقش قربانی میل پیدا میکنه. مدام از خودمون میپرسیم: «چرا من؟ چرا ما باید توی این شرایط باشیم؟ چرا این اتفاقات برای ما میافته؟» این سوالات، با اینکه کاملا انسانی و قابل درک هستند، اما یک تله بزرگ هستند. تلهای که تمام قدرت و انرژی شما رو میگیرن و شما رو توی حسرت و خشم نگه میدارن.
اینجاست که یکی از مهمترین اصول خودشناسی که من همیشه روش تاکید دارم به کمک ما میآد: «مسئولیتپذیری ۱۰۰ درصدی».
لطفا دقت کنید؛ مسئولیتپذیری به معنای مقصر دونستن خودتون نیست. وقتی میگیم مسئولیتپذیری، منظورمون این نیست که شما مقصر به وجود آمدن بحرانهای بیرون هستید. بلکه به این معناست که شما میپذیرید:
«من مسئول احساسات، افکار و واکنشهای خودم در این لحظه هستم.»
وقتی شما مسئولیت ۱۰۰ درصدی حس و حال خودتون رو میپذیرید، در واقع دارید قدرت رو به خودتون برمیگردونید. شما از یک قربانیِ منفعل که منتظره تا اوضاع بیرون خوب شه تا او هم احساس خوبی داشته باشه، به یک خالق فعال تبدیل میشید که تصمیم میگیره حتی در دل توفان، لنگرگاه آرامش خودش رو پیدا کنه.
پاکسازی ذهن در دل توفان با هواپونوپونو
وقتی اخبار بدی میشنویم یا توی شرایط بحرانی قرار میگیریم، تپش قلب میگیریم، میترسیم و مضطرب میشیم. اما بیایید عمیقتر نگاه کنیم. آیا خود اون اتفاقِ بیرونیه که مستقیما در قلبمون تپش ایجاد میکنه؟
طبق مفاهیم عمیق خودشناسی و تکنیک هواپونوپونو، اتفاقات بیرونی در واقع دکمههایی هستند که «دیتاها» و خاطرات پنهان در ناخودآگاه ما را فشار میدن. ترس از ناامنی، ترس از فقر، ترس از دست دادن؛ اینها دیتاهایی هستند که از گذشته در درون ما ذخیره شدهاند و حالا بحران بیرونی، فقط اونها رو بیدار کرده. پس چیزی که ما رو آزار میده، اتفاق بیرونی نیست، بلکه اون دیتای درونیه که بالا اومده و داره خودش رو نشون میده.
این یه فرصت طلاییه! زندگی این شرایط رو فراهم کرده تا این دیتاهای مخرب خودشون رو نشون بدن تا ما بتونیم اونها رو پاکسازی کنیم.
چطور این کار رو انجام بدیم؟ با یک ابزار بسیار ساده اما به شدت قدرتمند: چهار ذکر هواپونوپونو.
توی همون لحظهای که احساس کردید اضطراب داره شما رو در بر میگیره، همون لحظهای که اخبار بدی خوندید و سینهتون سنگین شد، چند نفس عمیق بکشید. نگاهتون رو از بیرون به درون برگردنید و خطاب به خداوند (یا هستی، یا قدرت برتر درونتون) این چهار جمله رو با حضور قلب تکرار کنید: «متاسفم، لطفا منو ببخش، متشکرم، دوستت دارم»
حالا این جملهها یعنی چی؟
متاسفم: بابت تمام دیتاها و خاطرات پنهانی در درونم که این شرایط و این احساس ترس رو در من بیدار کرده.
لطفا مرا ببخش: بابت اینکه تا الان ناآگاهانه اجازه دادم این افکار منفی و ترسها زندگی و احساسات من رو مدیریت کنن.
متشکرم: از تو سپاسگزارم که این فرصت رو به من دادی تا این دیتاها رو ببینم و با کمک تو پاکسازیشون کنم.
دوستت دارم: عشق تو بالاترین نیروی پاککنندهست و من به این جریان عشق اعتماد میکنم.
نیازی نیست این جملات رو با صدای بلند فریاد بزنید یا کار عجیبی بکنید. فقط کافیه در خلوت خودتون، در حین انجام کارهای روزمره یا وقتی که در سکوت نشستهاید، این مفاهیم رو در دلتون مرور کنید. این کار مثل تمیز کردن لنز یک دوربین است. شما لنز غبار گرفتهی ذهنتون رو پاک میکنید تا دوباره بتونید زیبایی و آرامش رو ببینید.
از درون به بیرون؛ سهم ما در آرامش جمعی
ممکنه بپرسید: «خب، من در درونم آروم شدم و پاکسازی کردم؛ این چه کمکی به دنیای بیرون و جامعهام میکنه؟»
پاسخ اینه: ما همه به هم متصل هستیم. جامعه چیزی جز جمعِ تکتک ما آدمها نیست. وقتی شما در دل یک بحران، روی آرامش درونی خودتون کار میکنید و اجازه نمیدهید ترس و خشم وجودتون رو تسخیر کنه، شما در واقع دارید یک فرکانس آرامش به جهان ارسال میکنید.
آرامش شما، ابتدا به خانوادهتون سرایت میکنه، بعد به همکارانتون، دوستانتون و در نهایت به کل جامعه. ما نمیتونیم با خشم و نفرت، به دنبال صلح و آرامش باشیم. صلح باید ابتدا در درون ما شکل بگیره. سهم شما در بهبود شرایط این روزها، اینه که به عنوان یک انسان آگاه، لنگرگاه آرامش باشید، نه پخشکننده اضطراب.
برای اینکه بتونید این مسیر رو در روزهای سخت بهتر طی کنید، پیشنهاد میکنم این چند تمرین عملی رو هم به زندگیتون اضافه کنید:
۱. فیلتر کردن ورودیهای ذهن: مراقب غذای ذهنتون باشید. چک کردن مداوم اخبار و شبکههای اجتماعی فقط دیتاهای ترس رو در شما بیشتر میکنه. برای خودتون زمانهای مشخص و محدودی رو برای چک کردن اخبار در نظر بگیرید و بقیه روز رو روی زندگی واقعی و خودتون تمرکز کنید.
۲. انجام کارها با حضور ذهن کامل: سعی کنید کارهای ساده رو با تمرکز کامل انجام بدید. وقتی چای مینوشید، فقط چای بنوشید. وقتی ظرف میشویید، فقط ظرف بشویید و گرمای آب رو حس کنید. این کار شما رو به زمان حال و حالت «صفر» برمیگردونه.
۳. تکرار مداوم پاکسازی: هواپونوپونو یک قرص مسکن موقت نیست؛ یک سبک زندگیه. در طول روز، هرجا احساس سنگینی کردید، سریعا به درون برگردید و شروع به پاکسازی کنید.
پاکت این دعوتنامه رو باز کنید!
همراهان عزیزم، این روزهای جنگ و بحرانهای زندگی بیشک دردناک، سخت و طاقتفرسا هستند و هیچکس منکر رنجی که در این روزها میبریم نیست. اما اگه فقط توی سطح این رنج باقی بمونیم، فرصت بزرگی رو برای رشد و تحول از دست دادیم. این روزها، یک دعوتنامهی مهم از طرف زندگی برای ما ارسال شده. پیامی که میگه:
«بیرون چیزی برای پیدا کردن نیست؛ وقتشه خودت رو بشناسی و به منبع اصلی آرامش در درون خودت وصل بشی.»
از شما دعوت میکنم همین امروز، این دعوتنامه رو باز کنید. لطفا فقط برای ۵ دقیقه، موبایلتون رو کنار بذارید، توی سکوت بشینید، چند نفس عمیق بکشید و به درون خودتون نگاه کنید. از خودتون بپرسید:
«این شرایط بیرونی، قراره چه دیتایی رو در درون من پاکسازی کنه؟ من چطور میتونم امروز سهم خودم رو در ایجاد آرامش ادا کنم؟»
مسیر خودشناسی یک مسیر پیوسته هست. اگه دوست دارید توی این زمینه عمیقتر شید و تکنیکهای پاکسازی ذهن و رسیدن به آرامش پایدار رو یاد بگیرید، پیشنهاد میکنم آموزشها و دورههای من رو هم دنبال کنید. من توی این مسیر، قدم به قدم همراه شما هستم تا با هم به صلح درون برسیم.
خوشحال میشم توی بخش نظرات برام بنویسید که شما این روزها برای حفظ آرامش و برگشتن به درون خودتون چه کارهایی انجام میدید؟ با اشتراکگذاری تجربیاتتون، به همدیگه کمک میکنیم تا با قدرت بیشتری از این روزها عبور کنیم. با مهربونی خودتون انجام بدید و مراقب قلبهای زیباتون باشید.

عالی و سپاس از شما بزرگوار
من اینکارها رو می کنم ؛ ۱_ گوش دادن به سخنان گهربار حضرتعالی در قالب دوره های صوتی. ۲_ مطالعه آگاهی های ناب و زیبای شما در قالب مطالب و مقالات سایت. ۳_ تکرار اذکار معظم نور و عشق : متاسفم ، لطفا منو ببخش ، متشکرم ، دوستت دارم ، دوستت دارم ، دوستت دارم. ۳_ گوش دادن به آهنگهای آرامبخش ، فرکانس و سابلمینال های مثبت گرا. ۴_ گوش دادن به کتابهای صوتی یا مطالعه کتاب های فیزیکی. ۵_ رسیدگی به امور و گفتگو با گل ها و گیاهان داخل منزل. ۶_ بازی کردن و رقصیدن با فرزند… ادامه دیدگاه
سلام استاد ممنون بابت مطالب مفید وعالیتون که با زبان رسا بیان میکنید سپاسگزارم
استاد مثل همیشه مطالب عالی بود انگار تمام حرفهایی که این روزهای پر چالش توی ذهنم زمزمه میشد رو شما گفتین انگار خاطره هایی بالا میومد از گذشته از کودکی ترس استرس اضطراب نگرانی تمام اینها خیلی آشنا بود ولی فرقی که با بقیه داشتم زیاد بود وقتی صدای انفجار میومد همه جا رو ترس بر میداشت یا وقتی خبر شهادت بزرگی رو می شنیدم حرف هایی توی ذهنم پخش میشد که دیگه یادم نمیومد مال کدوم دوره یا فایل فقط پخش میشد (الله اکبر ) خدا بزرگتر از هرچیزی هست (یا باری) خدا از عدم خلق میکنه هیچ چیزی… ادامه دیدگاه